آمریکا مسئول شکست احتمالی مذاکرات هسته‌ای/ موقعیت امروز ایران بهتر از ۱۰سال پیش است/ ۷هزار سعودی بر ۲۸میلیون عربستانی حکومت می‌کنند

«دکتر ظفر بنگاش» تحلیلگر و اندیشمند برجسته اسلامی با اشاره به زیاده‌خواهی‌های غرب در روند مذاکرات هسته‌ای با تهران گفت: اگر مذاکرات به شکست بینجامد مسئولیتش با آمریکا است و حقانیت ایران برای دنیا ثابت می‌شود.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی نافذآنلاین به نقل از خبرگزاری فارس ؛ «دکتر ظفر بنگاش» تحلیلگر و اندیشمند برجسته اسلامی و مدیر موسسه «اندیشه اسلامی معاصر » می باشد . وی که اکنون ساکن کاناداست اصلیتی پاکستانی دارد و سردبیر نشریه « کرسنت اینترنشنال »، یکی از موسسین موسسه اسلامی لندن و نویسنده کتب اسلامی _ سیاسی است . این کارشناس پاکستانی  در اظهاراتی با اشاره به روند گفتگوهای هسته ای میان ایران و کشورهای 5+1 _ و در راس آنها آمریکا _ خاطرنشان کرد : لیستی که اخیرا از سوی کاخ سفید مبنی بر مفاد مطلوب واشنگتن در مذاکرات هسته ای با ایران منتشر شده ، نشان دهنده بی منطقی اوباما بوده و چنانچه اصرار برای تحقق این لیست وجود داشته باشد باید آن  را به حساب عدم جدیت غرب در دستیابی به توافق هسته ای با « جمهوری اسلامی » گذاشت.

متن مصاحبه خبرگزاری فارس با این اندیشمند اسلامی را در پی می خوانید:

به عقیده شما چرا غرب بر مذاکره با ایران بر سر برنامه هسته ای این کشور اصرار دارد؟

دلیل اولیه این است که تحریم هایی را که ایالات متحده _ و غرب _ بر ایران تحمیل کرده اند تا برنامه صلح آمیز هسته ای آن را متوقف نمایند با شکست کامل مواجه شده است . اگرچه تحریم مشکلاتی برای ایران بوجود آورده از جمله بلوکه شدن درآمدهای نفتی مشروع خود ، مسدود شدن معاملات بانکی بین المللی ، ممنوعیت از دسترسی به داروهایی که به آنها نیازمند است و … اما نتوانسته مانع تجارت ایران با سایر کشورها و حرکت رو به جلوی این کشور شود.

در عوض ، تحریم ها عزم ایران را برای افزایش تعداد سانتریفیوژهای خود از چند صد عدد در سال 2005 به ظرفیت کنونی معادل 19 هزار عدد تقویت کرده است . در وهله بعدی ، ایران به پیشرفت های زیادی دست یافته است . گام های زیادی برای افزایش نفوذ در منطقه و فراتر از آن از سوی تهران برداشته شده است . در چنین شرایطی ، چنانچه آمریکا و متحدان غربی آن به روابط تیره و تار خود با ایران ادامه دهند ، متحمل زیان های فراوانی خواهند شد .

دلیل ویژه ای نیز برای شخص باراک اوباما ، رییس جمهوری آمریکا وجود دارد . وی می خواهد میراثی را از ریاست جمهوری خود به جا بگذارد که در تاریخ یادآوری شود : « احیای روابط با جمهوری اسلامی ایران بعنوان کشوری بسیار مهم در منطقه .» اگر توافق هسته ای بدست آید تاثیرات آن به مراتب بیشتر از تاثیراتی است که ریچارد نیکسون ، رییس جمهور آمریکا در سال های 1971_1972 بدنبال از سرگیری روابط با چین ایجاد نمود.

برخی کارشناسان معتقدند یکی از اهداف آمریکا در تلاش برای دستیابی به توافق هسته ای با ایران، دریافت همکاری این کشور در سایر مسائل منطقه ای و بین المللی از جمله مبارزه علیه داعش است . نظر شما د راین باره چیست؟

از سرگیری روابط آمریکا با ایران ( سایر اعضای 5+1 دارای روابط دیپلماتیک و تجاری با ایران هستند ) یکی از اهداف اصلی برای سیاست گذاران واشنگتن به شمار می آید . بی شک ، بدون مشارکت ایران هیچ صلحی در منطقه وجود نخواهد داشت . همانطور که در بالا اشاره شد ، نفوذ ایران در حال افزایش است و نه کاهش ، ایالات متحده نیز نمی خواهد از این عرصه خارج شود . تا جایی که به مبارزه علیه داعش مرتبط می شود ، نمی توان آن را دلیلی اولیه برای آغاز مذاکرات درباره « برنامه صلح آمیز هسته ای ایران » دانست . در حقیقت ، داعش توسط آمریکا ایجاد شده و حمایت می شود _ واشنگتن و هم پیمانانش به حمایت از داعش ادامه می دهند حتی اگر در ظاهر اعلام می کنند که در حال مبارزه با آن هستند _ تا از این طریق موضع ایران و حزب الله را بعنوان جبهه مقاومت علیه رژیم صهیونیستی  تضعیف نماید .

شواهد مستندی وجود دارد که نشان می دهد سناتور جان مک کین با ابوبکر بغدادی ، خلیفه خودخوانده داعشی ها در مه 2013 دیدار داشته است . مک کین برای برگزاری این ملاقات بطور غیرقانونی از ترکیه وارد خاک سوریه شده بود . علاوه بر این ، چند روز پیش ، وسلی کلارک ژنرال بازنشسته آمریکایی در گفتگو با سی ان ان اظهار داشت : « دوستان و متحدان ما در منطقه » در حال حمایت از داعش هستد تا بتوانند از این طریق حزب الله را تضعیف نمایند .

اخبار ضد و نقیضی درباره پیشرفت و یا شکست مذاکرات میان ایران و گروه پنج بعلاوه یک از سوی طرفین مطرح می شود و همزمان مقامات آمریکایی خصوصا جان کری وزیرخارجه این کشور تلویحا ایران را به حمله نظامی تهدید کرده اند . این دوگانگی در مواضع غربی ها را چگونه ارزیابی می کنید و پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات در سایه تهدیدهای غرب چیست؟

دو موضوع اصلی در این مذاکرات مطرح است : سطح غنی سازی اورانیوم توسط ایران و لغو تمامی تحریم های غیرقانونی علیه جمهوری اسلامی . از دیدگاه غرب ، ایران باید در ازای برداشته شدن تحریم ها از حقوق مسلم هسته ای خود چشم پوشی کند این مساله برای ایران و نمایندگان آن غیرقابل قبول است ؛ آنها ( ایرانی ها )  به وضوح اعلام کرده اند که تهران این آمادگی را دارد که نشان دهد برنامه هسته ای اش صلح آمیز بوده بنابراین مسئله لغو تحریم ها نیز نمی تواند در حالت تعلیق باقی بماند .

تهران همچنین با افزایش بازرسی های سرزده از تاسیسات هسته ای اش توسط اعضای ان پی تی موافقت کرده اما باز هم ایالات متحده به زیاده خواهی خود ادامه داده و خواستار چشم پوشی جمهوری اسلامی از حقوق خود است . اگر توافقی صورت نگیرد ، ایران اجازه هیچ نوعی از بازرسی را نداده و به فعالیت های هسته ای صلح آمیز خود ادامه خواهد داد . این مساله همان چیزی است که ایالات متحده و هم پیمانانش تمایلی به رویارویی با آن ندارند . در مذاکرات ، طرف ها غالبا خواسته های حداکثری خود را برای بدست آوردن حداکثر سود در هر معامله مطرح می کنند .  بااین که پیش بینی درباره وضعیت کنونی مذاکرات عاقلانه نیست اما با توجه به شرایط موجود می توان این حدس را زد که احتمالا در 31 مارس توافقی ابتدایی انجام گیرد حتی اگر تمامی جزئیات مورد بررسی قرار نگرفته باشد .

31مارس بعنوان مهلت پایانی مذاکرات تعیین شده است . پیامدهای تحقق  و عدم تحقق توافق هسته ای در سطح بین المللی و منطقه ای چه خواهد بود ؟

با توجه به حضور تعدادی از کارشناسان فنی و همچنین ورود بازیگران بیشتر به روند گفتگوها _ از جمله دکتر علی اکبر صالحی ، رییس سازمان انرژی اتمی ایران و ارنست مونیز ، وزیر انرژی ایالات متحده _ به نظر می رسد هر دو طرف مذاکره جدی بوده و خواستار دستیابی به توافق در مهلت زمان تعیین شده هستند .

در صورت تحقق توافق ، اوباما و کری هر دو می توانند ادعا کنند که در استفاده از دیپلماسی بجای اقدام نظامی موفقیت بدست آورده اند . در حالی که اوباما به موفقیت در مذاکرات هسته ای خود بعنوان یک میراث باارزش از دوران ریاست جمهوری خود نگاه می کند ، برخی خبرها حاکی از این است که جان کری نیز به احتمال زیاد از این توافق بعنوان سکوی پرش خود در انتخابات ریاست جمهوری سال 2016 بعنوان یک نامزد استفاده خواهد کرد.اگر دستیابی به توافق در مذاکرات با شکست روبرو شود ، مسئولیت آن کاملا بر عهده آمریکا و بی منطقی مقامات آن خواهد بود و به جهان ثابت خواهد کرد که ایالات متحده همچنان می خواهد مانند یک «پسر قلدر» در دنیا رفتار کند . بعلاوه اینکه ، ایران اسلامی به برنامه صلح آمیز هسته ای خود ادامه خواهد داد و حتی آن را بیش از پیش گسترش می دهد . همچنین این احتمال وجود دارد که همکاری های تهران با آژانس بین المللی انرژی اتمی درباره بازرسی های سرزده متوقف شود .

ایران از حدود 10 سال پیش تاکنون در شرایط تحریم زندگی می کند و می تواند به همین روش در آینده نیز ادامه دهد . واقعیت این است که موقعیت کنونی تهران به مراتب بهتر و بالاتر از وضعیتی است که در 10 سال پیش قرار داشت .

کاخ سفید اخیرا لیستی از مفاد توافق نامه موردنظر خود را منتشر کرده که درآن درخواست تعلیق بخش های زیادی از تاسیسات هسته ای ایران مطرح شده است . مقامات واشنگتن همچنین رسما اعلام کرده اند که در توافق هسته ای تصمیمی برای رفع یکباره تحریم های ضدایرانی ندارند . در صورت شکست گفتگوها ، می توان این گزینه را عامل عدم دستیابی به توافق دانست ؟

 اگر ایالات متحده بر چنین درخواست هایی اصرار دارد به این معناست که در دستیابی به توافق جدیت ندارد . همانگونه که پیشتر نیز اشاره شد ، درخواست های حداکثری در این مذاکرات به دو دلیل است : نخست اینکه ایالات متحده تلاش می کند حداکثر خواسته های خود را در این مذاکرات بدست آورد و دوم اینکه ، چنین شرایط سختی برای اعلام عمومی و نیز دفع انتقادات حزب راست آمریکا ( مخالفان اوباما ) می باشد . در هر صورت ، مسئولیت هرگونه شکست در مذاکرات کاملا بر عهده آمریکا است .

دلیل کارشکنی های عربستان و اسرائیل در روند مذاکرات چیست ؟ و چرا این دو ” برنامه صلح آمیز هسته ای ایران” را تهدیدی برای خود می دانند ؟

رژیم صهیونیستی و عربستان سعودی هر دو مخالف مذاکرات هستندچرا که آنها طی چندین دهه گذشته دارای جایگاهی ویژه برای ایالات متحده بوده اند . همچنین صهیونیست‌ها و سعودی ها روابط نزدیکی با یکدیگر دارند . چنانچه توافقی میان ایران و آمریکا صورت گیرد، موقعیت و اهمیت این دو رژیم نامشروع تنزل خواهد یافت .

رژیم صهیونیستی اسرائیل به طور غیرقانونی سرزمین مقدس فلسطینیان را به اشغال در آورده است . از سوی دیگر ، آل سعود سرزمین مقدس «شبه جزیره عربستان» را به اشغال درآورده و نام جعلی عربستان سعودی بر آن نهاده است . پیامبر اسلام (ص) این سرزمین را شبه جزیره عربستان نامیده است . بنابراین آل سعود مسیری برخلاف آموزه های پیامبر اسلام (ص) را در پیش گرفته است .

در هر صورت اعضای خاندان آل سعود تنها 7 هزار تن هستند در حالی که جمعیت کل کشور عربستان 28 میلیون نفر می باشد . پس چگونه می توان کل کشور را «عربستان سعودی» نامید در حالی که آنها سعودی نیستند ؟